خرید بک لینک
بارها شده احساس کنم باید برای تازه شدن روحم جایی بروم، دور از همه بمانم، فکر کنم و در نهایت تصمیمی برای تغییر بگیرم و برگردم؛ اما بارها رفتهام و دست از پا درازتر برگشتهام. چون من همیشه خودم را با خو

برچسب: نویسنده: سپیده کریمیان تاريخ: سه شنبه 13 آذر 1397 ساعت: 3:53

یه بار سوم ابتدایی که بودم، مامانم دعوام کرد. صبح بود و منم اون روز سری ظهر باید میرفتم مدرسه؛ مامانم عصبی بود از دستم و واسه اینکه من رو بترسونه گفت دیگه حق نداری بری مدرسه. یادم نمیاد موضوع چی بود

برچسب: نویسنده: سپیده کریمیان تاريخ: سه شنبه 13 آذر 1397 ساعت: 3:53

کلاس دوم صبح را نرفتهام؛ حوصلهی ارث و میراث و سهم و متون فقه ندارم. دیروز همین موقع رفته بودم و شب ساعت ۹ برگشتم. خودم را قانع کردهام که بعد از آن همه خستگی درس بخواند، اما دیروز دلم به حال خودم س

برچسب: نویسنده: سپیده کریمیان تاريخ: سه شنبه 13 آذر 1397 ساعت: 3:53

تنها نشستم پشت مسجد دانشگاه، پرنده پرنمیزنه. هر از گاهی یکی دو نفر میان و ماشینشون رو پارک میکنن. -داشتم مینوشتم که یه آقایی اومد و گفت در مسجد رو باز کردم، برو بشین اونجا، نشستن رو سنگ آدم رو مر

برچسب: نویسنده: سپیده کریمیان تاريخ: سه شنبه 13 آذر 1397 ساعت: 3:53

کاش روزی علی بندری در مورد من بگوید "این آدم یه زمانی خیلی گند میزنه تو زندگیش، همه چی رو خراب میکنه اما یه جایی به خودش میاد و میگه نه! این من نیست,م. خودش معتقده شاید ریشه این تصمیمش واسه بهتر کرد

برچسب: نویسنده: سپیده کریمیان تاريخ: سه شنبه 13 آذر 1397 ساعت: 3:53

پست قبل رو میخونم و سرم درد میگیره از پیچیده کردنهای خودم. بهش گفتم خوشم نمیاد از حرفایی که میزنم، واسه همین تصمیم گرفتم از بازی برم فعلا. واسم نوشت کام بک تو دِ گیم، آدم باید حرفاشو تو جریان بازی بزنه اصلا؛ اند لتس سی وات هپنز. منم تصمیم گرفتم فکر نکنم، در موردش حرف نزنم، فقط برم و بازی کنم. بعدش حرفها خود به خود زده میشن. درسته که هر آدمی واسه یه دلیلی میاد تو زندگیمون، اما حواسم هست دلیلی که تو واسش اومدی خیلی, جالب, و عجیب و غریبه. خیلی, حواسم هست.

برچسب: نویسنده: سپیده کریمیان تاريخ: سه شنبه 13 آذر 1397 ساعت: 3:53

این که به هر حال من باید, اینجا چیزی در مورد وبلاگم بنویسم تا معرفیاش کرده باشم، کار را سخت میکند. چون هر جملهای میتواند تصوری اشتباه درباره این وبلاگ به شما بدهد و مثل بقیه من هم ترجیح میدهم با دو خط معرفی نامه به تصور خاصی نرسید. همین، فقط وبلاگ داشتن تجربهای به شدت دوست داشتنیست برای من.

برچسب: نویسنده: سپیده کریمیان تاريخ: سه شنبه 13 آذر 1397 ساعت: 3:53

بعضی وقتها صحبتهامون با مهرو به اینجا میرسه که ممکنه این دوران بگذرن و ما اون چیزایی که میخوایم رو تجربه نکرده باشیم. بذار واضحتر بگم واست؛ چند روز پیش حرف این بود که ماه فقط واسه این "هست" که ب

برچسب: نویسنده: سپیده کریمیان تاريخ: سه شنبه 13 آذر 1397 ساعت: 3:53

یه بازهی دو هفتهای تعیین کردم واسه خودم و یه سری برنامه ریختم واسش. اگه تونستم از پسش بربیام که این مسیر رو ادامه میدم، اگه نتونستم، اصلا و ابدا حق ندارم حتی در موردش حرف بزنم. برای همیشه میذارمش

برچسب: نویسنده: سپیده کریمیان تاريخ: سه شنبه 13 آذر 1397 ساعت: 3:53

یه جایی خونده بودم که میتونی زندگی خودت رو شبیه یه توپ فرض کنی؛ و اهداف و کارهایی رو که انجام میدی شبیه چندتا زنبور که توی توپن. هر چی جهت حرکت این زنبورها تو مقاطع مشخصی از زندگیت یکی باشه، زودتر ب

برچسب: نویسنده: سپیده کریمیان تاريخ: سه شنبه 13 آذر 1397 ساعت: 3:53

صفحه بندی